دانشجویان واقعی و دانش حقیقی دوشنبه هشتم آذر 1389 16:10
دانشجویان واقعی و دانش حقیقی


 این بحث را با یک پرسش  آغاز  و با پرسش دیگر به پایان می رسانم: دانشجوی واقعی کیست و دانش حقیقی چسیت؟ 

معمولاً پیش مردم ظاهر بین، دانشجوی واقعی کسی است که از همصنفان وهمانندان خود بیشتر بداند و در ظرفیت ذهنی خود از معلومات و دانش سرمایه وافر اندوخته داشته باشد، یعنی عامه مردم آگاه ترین دانشجو کسی را میشنا سند که از لحاظ کمیت دانستنیها  وفراوانی محفوظات برهمه گان مقدم  شمرده شود  وکسی نتواند درین مقام با او دم برابری زند.
درین جا این پرسش باقی است که اصلاً هدف از اندوختن دانش وآموختن داشته های دانشجویان چیست واگر تمام فضیلت دانش ودانشجویان موقوف برین است که سراسر عمر به خواندن ویاد گرفتن وبه حافظه سپردن بگذرد ، آیا هیچ عقل درست وذوق سلیمی روامیدارد که با وجود علاقه طبیعی که در هر انسان عادی به لذت طلبی وتمتع از حيات و جلب منفعت موجود است ، از جمع لذایز دست بردارد ویکسره به دنبال تحصیل وتعلیم که مستلزم تحمل همه قسم زحمت واز خود گذشتگی است برود؟
دانشجوی که همه عمر را تنها در راه آموختن و فرا گرفتن دانش صرف میکند، اگر زاهدی است که صرفاً در طلب اجر اخروی میکوشد ما را به اوکار نیست، چه این طایفه خود را از جمیع افراد که خواهی نخواهی با ید در رفع حوایج  زنده گی این دنیایی خود بکوشند، خارج کرده اند. اما اگر این گونه نیست پس ناچار علم را برای این دنیا فرا میگیرد و لاعلاج باید روزی علم خود را در طریق خدمت به هم نوعان بکار برد، اگرهم برای انتفاع دیگران نباشد ،اقلاً استفاده شخصی بکار بندد،  وپس از آنکه عمر به پایان رسد، قدمی نیز در راه اعمال و استخدام فرا گرفته های خود بردارد.
تمدن عبارت است از مجموع تدابیری که افراد با استعداد بشر از ابتدا تا امروز برای رفع حوایج خود اندیشیده وهم اکنون نیز می اندیشد و وسایلی که ما امروز برای رفع حاجات زنده گانی خود داریم وهر روز از آنها فایده میبریم  و در صورت امکان  در اصلاح وتکمیل آنها میکوشیم ،نتیجه همان تدبیری است که در گذشته اندیشیده و به ما منتقل ساخته اند ، دانش و معرفت نیز از همین نوع تدابیر است و اساساً ایجاد وظهور آنها هم برای رفع حوایج مادی ویا معنوی عمومی انسان بوده و هم امروز نیز باید در همین راه مصرف کرد.
کسی که عمری به ذخیره کردن معلومات ناقص گذرانده و در عین آنکه مغز خویش را از دانسته ها وتجارب علمی دیگران انباشته به آن قیمتی که اورا در خط رفع حاجت  از این اندوخته ها برای خود وزخیر عمومی بیندازد ، نرسیده وهمچنان در وادی بی خبری وبیچاره گی محروم مانده است.
گفتیم که معلومات و دانش عمومی بشر نیز از جمله تدابیری است  که مردم هوشیار و زیرک برای رفع حوایج مادی ومعنوی خود اندیشیده اند. بنا برین تمام سعی جوینده گان دانش و فرهنگ وجهد دانشجویان در راه تکمیل آن باید متوجه خیر وانتفاعی به جامعه باشد که شخص ،از علم میتواند بردارد ؛ اما نباید تصور کردکه  هر قدر علم واطلاع کسی بیشتر شد  دست او برای رساندن این خیر وانتفاع گشاده تر میگردد.
علم چیزی نیست مگر معرفت مجهولات ، وچون دامنه مجهولات نامحدود و بی پایان است، به هر اندازه ایکه علم توسعه و کمال پیدا کند ، باز هم در مقابل عظمت مجهول از جهت کمیت چیزی بر قدر وقیمت آن افزوده نمیشود وبه هر حال که درمیاید ،همان حکم قطره ودریا را خواهد داشت.(1)
هیچ  کس با خواندن کتاب و اندوخته دانسته های آموزگاران، استادان دانشگاه وکتابخانه  به درک مجهولات عالم زنده وپیمودن راههای تاریک وپر آسیب حیات ظفر نخواهد یافت ودرین مرحله بین او و جاهل تفاوتی نیست.
کسی که به رسم تحصیل دانش ،تنها به جمع آوری همین نوع معلومات قناعت کند درست بدان میماند که بخواهد راه امروز زنده گی را با چشم غیر و راهنما یی های که مدت ها قبل برای راهی غیر از این راه ترتیب داده شده بی پیماید واز چشم وذوق واستعداد خود که ممکن است از چشم وذوق واستعداد  دیگران ناتوان تر  ونا رسا تر نباشد ، استفاده نکند.
باید آن استاد را دوست داشت وبا ید  آن استاد را پرستید که بجای انباشتن مغز و فلج ساختن  قوه استنباط شخصی ، ذوق طلبی دانش اموزان و دانشجویان را به وجد واهتزاز آورد وغنچه استعداد ولیاقت او را در آغوش ملاطفت وهدایت بشگافد، وچشم نیم خواب اورا به مدد نسیمی لطیف تر از نسیم سحری  یعنی وزیدن مهر و نوازش بگشاید وقدم ها ی متزلزل او را در طی طریق حيات     روز به روز استوار تر سازد نه آنکه به تحمیل مستبدانه استنباطات پا در هوا و محفوظات ثقیل جانکاه خود ، خاک مرده بر فرق استعداد دانش اموزان و دانشجویان جوان بپاشد و آب نوامیدی و ذلت شعله هر ذوق سوزان بریزد.(2)
بیشتر دانش آموزان  و دانشجویان  که برای  رسیدن به مقصدی  به اختیار عقل  واستعداد  وذوق خود را به دست هر کتاب  یا هر استاد خود خواه ونا آزموده و کم تجربه میدهند  ومیخواهند به هدایت آن کتب وبه پای آن استادان و آموزگاران به منظور ومقصد  خود برسند، غالباً گمراه میشوند زیرا درین قبیل کتب واستادان غالباً پوینده گان طریق دانش را بدون آنکه را ه و رسم صحيحي  به ایشان مینمایند ، به بیراهه می اندازند.
شاید در کشور مثل افغانستان  تصور همگان چنین باشد که دانشجویان  و دانش آموزان اروپایی وغربی در راه آموختن دانش وانباشتن مغز و سينه  زیادتر از یک تن دانشجو ودانش آموز افغانی وجهان شرق جدوجهد به خرچ  میدهند وبیشتر  معلومات ومحفوظات دارند.
مسلماً دانشجویان اروپایی  سهل انگار وکم جهد نیست بلکه درین راه یک دقیقه از عمر او نیز به هدر تلف نمی شود ، سر رشد وترقی جامعه غرب ودانشجویان آن که در کثرت دانش وزیاد آموختن نیست بلکه رمز کار اروپاییان در درست آموختن یعنی کیفیت دانش اندوزی واختیار راه و رسم صحیح درین مقام است.
میتوان به جرات بیان کرد که دانشجوی واقعی کسیي نست که زیاد کتاب خوانده وبیشتر از دیگران معلومات ومحفوظات داشته باشد ، دانشجوی واقعی کسی است که در تحصیل علم و دانش با روش درست قدم بردارد  وبا راه ورسم صحیح آن را به کار ببرد تا هم زود تر به سرمنزل مقصود برسد وهم معلومات او به کار زنده گی بخورد و به خیر وسعادت او و جامعه ایکه در آن زنده گی میکند بیاید.
بنا برین دانشجوی واقعی به کثرت معلومات ومحفوظات نیست بلکه دانش حقیقی قوه ای است مرکب از حسن  ذوق ،خوبی قریحه وصحت ،استنباط مطلب ومشکلات زنده گی بوسیله تعقل ، چاره اندیشی معقول . واین کار علاوه بر آنکه یک مقدار استعداد طبیعی وذوق خدادادی میخواهد باید به  وسیله فرا گرفتن معلومات دیگران وخواندن حاصل تجارب گذشته گان وتدابیر معاصرین بدست آید. درین راه دانشجو نباید تنها از راه خواندن و تجربه اندوختن بیاساید ونیندیشد که کلیه خوانده ها وفراگرفته ها درحفظ به یاد او نمی ماند بلکه موقت همان چیزی است که پس از خواندن همه چیز  وفراموش کردن هم چیز ، در دماغ به جا میماند. 
این بحث را با یک پرسش دیگر از شما به پایان می رسانم: برداشت و دیدگاه شما در مورد چیست؟     
یزدان بخش حاتمی



نوشته شده توسط علاقمندان وبلاک  | لینک ثابت |