روایتی از دردهای جامعه من
قسمت دوم و پایانی
مشکلات دانشجویان
از آنجاییکه دانشجویان قشرمهم هر جامعه را تشکیل می دهد و پیشرفت و عقب رفت هر جامعه با دید و جهانبینی دانشجویان رقم می خورد، لازم است اندکی روی مشکلات آن ها مروری داشته باشیم. امروز دانشجویان به مشکلات فراوان در دورهء رقابت امتحان کانکور راه می یابند و آنانیکه راه می یابند، با هزاران مشکلات از قبیل وارد شدن به محیط جدید و گفتگو با کسانی که از گروه شان نیست و فرهنگ جدید، مشکلات مسکن، تهیه پول برای گذراندن دوره تحصیل با گران قیمت شدن روز به روز اجناس دست و پنجه نرم می کنند و گذشته ازآن که مشکلات بعد از فراغت از دانشگاه و پیدا کردن شغل مسئله دیگری است که حال به آن نمی پردازیم.
دانشجویانیکه در امتحان کانکور به دانشگاه راه نمی یابند، با مشکلاتی بیشتر از پیش رو به رو اند. عده ایی معدودی با درنظر داشت مساعی دوستان شان که در خارج به سر می برند، می توانند در موسسات تحصیلات عالی خصوصی ادامه تحصیل دهند، بقیه درناامیدی و بی سرنوشتی محض به سر می برند. زیرا برای همگان وضعیت اقتصادی آنچنان که باید آماده نیست.
در این میان دختران دانشجو که در سال کنونی نتوانستند، به موسسات عالی راه یابند، هیچگونه مقصر نبودند، زیرا در خواندن در آن محیط و با آن شرایط توقع بیشتر از این را از آنها نمی توانیم داشته باشیم. به نظر من این دختران هیچ گونه کاستی از کسانی که در طب کامیاب شدند از لحاظ استعداد نداشتند، چنانچه ما شاهدیم دخترانی از همان محیط وقتی در شرایطی بهتری درس خواندند، نتایج بهتر از پسران در محیط شان بدست آوردند. به نظر من مشکل اساسی این است که ما سرمایه خویش را در قلب رسم و رسوم ناپسند به مصرف می رسانیم. پسران که در سال کنونی توانستند به تحصیلات عالی راه یابند، علاوه بر ادامه دروس در مکتب، نتیجه کورس های بودند، که باهزاران مشکل و گرفتن گوشه ای از خوراک خانواده اش و یامساعی دوستان و برادرانش در خارج از کشور، بتوانند مصارف بسیاری برای پرداختن آب، تخلیه چاه فاضلاب، قیمت فیس کورس، لباس های مناسب همان محیط، ترانسپورت هرروزه مسیره راه و مسکنی برای سکونت بپردازند. آیا همگی این توانایی را دارند؟ اگر کسی بتواند اینها را محاسبه کند، چه مقدار پولی می شود که اگر با برنامه ریزی دقیق و هماهنگ شده به مصرف برسد، شاید خیلی از دانشجویان بتواند در محیط خود شان درس بخواند و به تحصیلات عالی راه یابند. با این مسائل دیگران که استطاعت مالی ندارند، حق ندارند به تحصیلات عالی راه یابند؟ اگر کسی بگوید که دختران اینجا استعداد ندارد، دروغ محض است، که شواهد آن را اثبات می سازد.
مشکلات صحی جامعه ما
در مورد وضع صحی باید یاد آور شد، که جامعه که مریض است نمی تواند شادابی و عکس العمل مناسب و درست را در برخورد با وضعیت های اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی از آنها انتظار داشت. هزاران مشکلات روانی، خشونت های بی مورد، وضعیت های روحی و روانی آشفته علاوه بر موارد دیگر برخواسته از وضع صحی ناجور نیز می باشد.وضع صحی اگر چه در جامعه ما نسبت به گذشته بهبود یافته است، اما با وجود آن هم بامشکلات فراوانی مواجه است و نیاز به توجه خیلی بیشتری دارد. درست است که وضع شفاخانه امروز ما اندکی خوب شده است، ولی این به هیچ وجه کافی نیست.
تمامی شما عضو یک فامیلی هستید که متشکل از پدر، مادر، همسر و شوهر،پسر و دختر می باشد. به دقت توجه نمائید؛ از هر عضو فامیل خود در باره مریضی وا نواع درد های مزمن شان بپرسید، بدون شک جواباتی از انواع مرض ها میشنوید که از آن متحییر می شوید. امراض مختلفی از قبیل معده، سنگ گرده، فشار، اعصاب، رماتیزم... هزاران انواعی دیگر، که اگر بخواهیم به صورت درست به طبابت اش بپردازیم، باید از خیلی مصارف دیگر بگذریم و به این مسئله بپردازیم. بسیاری از افراد جامعه ما از انواع بیماری های مزمن می سوزد و می سازد. کسانی هم هستند که از فرط فقر امراض شان را پنهان می کند و با هیچ کسی در میان نمی گذارد. لازم میدانم در اینجا به عنوان نمونه، به تراژیدی یک مرگ اشاره، کنم که واقعا در عصر حاضررقت انگیز است:
این تراژیدی هم از لحاظ ایمان داری و هم از لحاظ انسانی برای جامعه ما اعجاب آور و تکان دهنده است؛ که یک کسی از فرط "زکام" "بستاو"- بخاطر نداشتن پول به داکتر بمیرد و در همسایگی آن هر روز مهمانی های مجلل با خرج و خراجات بی اندازه صورت گیرد و کسی از حال چنین شخصی آگاه نشود. تراژیدی تر از آن اینکه چنین جوانی قبل از قبل رو به روی کودکان معصومش بنشیند و به روی آنها بنگرد؛ به همسرش از مردن قریب الوقوع شان خبر دهد و از وی و از فرزندان معصومش برای همیشه وداع نماید. وی تنها مقصر و مسئول نیست، جامعه ما خیلی بیشتر مقصر و مسئول است. ایمان داری و حس برادر دینی بودن آنچنانکه در اندیشه دینی بیان شده است، بیشترو بیشتردر چنین مسئله ما باید ما را زجر می دهد و بیشتر تغذیب نماید که چگونه ایمان داری است، که در همسایگی وی مرد جوان و برومندی در حال احتضار باشد و وی در همسایگی وی خبر نشود.
مد شدن رفتن به زیارت کربلا...
مسئله دیگری که قابل به تذکر است، زیارت کربلا و نجف و مشهد است: امروز در جامعه ما رفتن به کربلا و نجف مد شده است، کسی که توانسته باشد مقدار پولی بیشتر از خوردن نان شب پیدا کند، راهی کربلا و نجف می شود؛ اگر بیشتر پیدا کند حج و زیارت کعبه خانه خدا را مسلم فرض می کند. من نمی گویم حج بد است و یا رفتن به کربلا و مشهد خوب نیست. همه اینها خوب است، ولی با چه شرایطی باید رفت. آنانیکه در مورد بیشتر آگاهی دارند، چنین می گویند که از نظر دینی کسی که خرج و مخارج فامیل شان را داشته باشد، دین دار و قرضدار هیچ کسی نباشد، همسایگانش در چند فرسخی گرسنه و نیازمند نباشد، خرج یکسال آینده شان را داشته باشد، در فامیل شان کسی مریض نباشد که پولی برای طبابت شان لازم است به آن بپردازد- آنگاه حج لازم می شود، چه حاجت به کربلا و نجف و مشهد. اگر در جامعه ما کسی بعد از این همه موارد، به حج و یا کربلا برود، خاک پای آنها را توتیای چشم خود نموده و آمدن شان را بدون هیچ چشم داشتی استقبال نموده و پیاده تا خانه شان همراهی می نمائیم، ولی آیا در حال حاضر چنین حاجی و یا کربلای هست؟ که این چنین پول ها را در این راه به مصرف می رساند؟ آیا نیازمندی در همسایگی و یا خوانواده اش نیست؟ امام حسین وقتی کار مهم تری پیش می آید، حج را نیمه تمام می گذارد و به نیت مهم تر اقدام می کند، ما که پیروان او هستیم، چگونه امر مهم تری را که سیر کردن همسایگان فقیر وتداویی مریضان و بهبودی مراکز صحی و کمک در زمینه تعلیم بهتر فرزندان جامعه ما است، اقدام ننمائیم؟ و به قول مولنا حج در اینجا و درجامعه شماست که ارزش بیشتری دارد.
ای قوم به حج رفته کجایید کجایید؟ معشوق همین جاست، بیایید بیایید
معشوق تو همسایه و دیوار به دیوار در بادیه سرگشته شما در چه هوایید؟
نتیجه
آنچه که درینجا به عنوان نتیجه میخواهم یاد آور شوم این است، که ما امروز مصارف زیاد و هنگفتی را در زمینه های عرف و عادات از قبیل مصارف گزاف عروسی و مراسم فاتحه خوانی، مهمانی های مجلل، رفتن به زیارت حج و کربلا و مشهد بدون درنظر داشت شرایط آن و دادن حق همسایگی و بدون در نظر داشت وضع صحی جامعه ما که همه به نوعی به بیماری مزمن گرفتار است، می پردازیم. به نظر من اگر بتوانیم این پول را در مسیر درست و انسانی و اسلامی شان به مصرف برسانیم هم بر مشکلات اجتماعی مان تفوق حاصل می نمائیم، هم رضایت خداوند را کسب می نمائیم. که بیشک رضای خدا و مردم در چنین کاری حاصل می شود. زیرا خداوند(ج) خودش می فرماید- اگر کسی انسانی را بکشد، مثل اینکه تمام انسان ها را از بین برده باشد و اگرکسی انسانی را نجات دهد، مثل اینکه تمام انسان ها را نجات داده باشد. به امید روزی که هم اجتماع سعادتمند و هم ایمان سرشار از پاکی، صداقت و بدون آلایش داشته باشیم. خداوند را می خوانیم که به ما توفیق مجاهدت با نفس و خدمت در راه خلق عنایت فرماید.
پیشنهاد:
دوستان بسیار گرامی مهاجر، کسانی که با مشکلات زیادی برای رسیدن به آن سرزمین های دور و رهایی از رنج فقر و گرسنگی و تحقق بخشیدن این آیه خداوندی که "والحجرو فی الارض" تمام زمین از آن خداست و مهاجرت نمائید، فقیر در ملک خویش نیز غریب است"، حجرت نموده و کار بس عظیمی انجام داده اید، اما می دانید که شما از سرزمینی مهاجرت نموده اید که در گیر مشکلات بسیار زیاد می باشد: فقر، ناامنی، بی سوادی، افراد آن دارایی انواع بیماری های مزمن و پریشان... می باشند، مردم مثل سرزمین که شما در آن هستید، نیست. کودکان این منطقه صبح وقت بدون نان صبح و بدون کفش سالم راهی مکتب می شود، خانواده های هست که هفته ها نمی تواند گوشتی برای فامیل خویش بپزد از سبزی و میوه که هیچ اثری نیست. آرزوی رفتن به جای جهت تفریح هیچ به اذهانش خطور نمی نماید. زرق و برق های دنیای بیرون شما را نفریبد، اگر چند لقمه های غذایی لذیذ می خورید، یک لقمه به یاد اینها زخیره کنید. در یک هماهنگی و مدریت برای رفای جامعه خویش که درگیر هزاران مشکلات است، اندکی سخاوتمندی نشان دهید. بدانید که این اجر شما ضایع نخواهد شد و این لقمه زخیره شما برای فرزندان شما و آینده گان شما، خیری نصیب خود شما خواهد شد. مباد روزی که آرزو کنید کاش به جامعه ام که نیاز داشت کمکی و خیری انجام میدادم، ولی آن زمان چنان استطاعت و توانایی را نداشته باشید.
بیایید دست به دست هم بدهیم،هم از مصارف سنت های جامعه ما بکاهیم و هم از جیب مان دستی خیر برای بهبودی وضع اجتماعی ما از قبیل بهبودی وضعیت مکتب، کتابخانه، شفاخانه و...بکشیم.
والسلام محمد هادی "باهنر"
از آنجاییکه دانشجویان قشرمهم هر جامعه را تشکیل می دهد و پیشرفت و عقب رفت هر جامعه با دید و جهانبینی دانشجویان رقم می خورد، لازم است اندکی روی مشکلات آن ها مروری داشته باشیم. امروز دانشجویان به مشکلات فراوان در دورهء رقابت امتحان کانکور راه می یابند و آنانیکه راه می یابند، با هزاران مشکلات از قبیل وارد شدن به محیط جدید و گفتگو با کسانی که از گروه شان نیست و فرهنگ جدید، مشکلات مسکن، تهیه پول برای گذراندن دوره تحصیل با گران قیمت شدن روز به روز اجناس دست و پنجه نرم می کنند و گذشته ازآن که مشکلات بعد از فراغت از دانشگاه و پیدا کردن شغل مسئله دیگری است که حال به آن نمی پردازیم.
دانشجویانیکه در امتحان کانکور به دانشگاه راه نمی یابند، با مشکلاتی بیشتر از پیش رو به رو اند. عده ایی معدودی با درنظر داشت مساعی دوستان شان که در خارج به سر می برند، می توانند در موسسات تحصیلات عالی خصوصی ادامه تحصیل دهند، بقیه درناامیدی و بی سرنوشتی محض به سر می برند. زیرا برای همگان وضعیت اقتصادی آنچنان که باید آماده نیست.
در این میان دختران دانشجو که در سال کنونی نتوانستند، به موسسات عالی راه یابند، هیچگونه مقصر نبودند، زیرا در خواندن در آن محیط و با آن شرایط توقع بیشتر از این را از آنها نمی توانیم داشته باشیم. به نظر من این دختران هیچ گونه کاستی از کسانی که در طب کامیاب شدند از لحاظ استعداد نداشتند، چنانچه ما شاهدیم دخترانی از همان محیط وقتی در شرایطی بهتری درس خواندند، نتایج بهتر از پسران در محیط شان بدست آوردند. به نظر من مشکل اساسی این است که ما سرمایه خویش را در قلب رسم و رسوم ناپسند به مصرف می رسانیم. پسران که در سال کنونی توانستند به تحصیلات عالی راه یابند، علاوه بر ادامه دروس در مکتب، نتیجه کورس های بودند، که باهزاران مشکل و گرفتن گوشه ای از خوراک خانواده اش و یامساعی دوستان و برادرانش در خارج از کشور، بتوانند مصارف بسیاری برای پرداختن آب، تخلیه چاه فاضلاب، قیمت فیس کورس، لباس های مناسب همان محیط، ترانسپورت هرروزه مسیره راه و مسکنی برای سکونت بپردازند. آیا همگی این توانایی را دارند؟ اگر کسی بتواند اینها را محاسبه کند، چه مقدار پولی می شود که اگر با برنامه ریزی دقیق و هماهنگ شده به مصرف برسد، شاید خیلی از دانشجویان بتواند در محیط خود شان درس بخواند و به تحصیلات عالی راه یابند. با این مسائل دیگران که استطاعت مالی ندارند، حق ندارند به تحصیلات عالی راه یابند؟ اگر کسی بگوید که دختران اینجا استعداد ندارد، دروغ محض است، که شواهد آن را اثبات می سازد.
مشکلات صحی جامعه ما
در مورد وضع صحی باید یاد آور شد، که جامعه که مریض است نمی تواند شادابی و عکس العمل مناسب و درست را در برخورد با وضعیت های اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی از آنها انتظار داشت. هزاران مشکلات روانی، خشونت های بی مورد، وضعیت های روحی و روانی آشفته علاوه بر موارد دیگر برخواسته از وضع صحی ناجور نیز می باشد.وضع صحی اگر چه در جامعه ما نسبت به گذشته بهبود یافته است، اما با وجود آن هم بامشکلات فراوانی مواجه است و نیاز به توجه خیلی بیشتری دارد. درست است که وضع شفاخانه امروز ما اندکی خوب شده است، ولی این به هیچ وجه کافی نیست.
تمامی شما عضو یک فامیلی هستید که متشکل از پدر، مادر، همسر و شوهر،پسر و دختر می باشد. به دقت توجه نمائید؛ از هر عضو فامیل خود در باره مریضی وا نواع درد های مزمن شان بپرسید، بدون شک جواباتی از انواع مرض ها میشنوید که از آن متحییر می شوید. امراض مختلفی از قبیل معده، سنگ گرده، فشار، اعصاب، رماتیزم... هزاران انواعی دیگر، که اگر بخواهیم به صورت درست به طبابت اش بپردازیم، باید از خیلی مصارف دیگر بگذریم و به این مسئله بپردازیم. بسیاری از افراد جامعه ما از انواع بیماری های مزمن می سوزد و می سازد. کسانی هم هستند که از فرط فقر امراض شان را پنهان می کند و با هیچ کسی در میان نمی گذارد. لازم میدانم در اینجا به عنوان نمونه، به تراژیدی یک مرگ اشاره، کنم که واقعا در عصر حاضررقت انگیز است:
این تراژیدی هم از لحاظ ایمان داری و هم از لحاظ انسانی برای جامعه ما اعجاب آور و تکان دهنده است؛ که یک کسی از فرط "زکام" "بستاو"- بخاطر نداشتن پول به داکتر بمیرد و در همسایگی آن هر روز مهمانی های مجلل با خرج و خراجات بی اندازه صورت گیرد و کسی از حال چنین شخصی آگاه نشود. تراژیدی تر از آن اینکه چنین جوانی قبل از قبل رو به روی کودکان معصومش بنشیند و به روی آنها بنگرد؛ به همسرش از مردن قریب الوقوع شان خبر دهد و از وی و از فرزندان معصومش برای همیشه وداع نماید. وی تنها مقصر و مسئول نیست، جامعه ما خیلی بیشتر مقصر و مسئول است. ایمان داری و حس برادر دینی بودن آنچنانکه در اندیشه دینی بیان شده است، بیشترو بیشتردر چنین مسئله ما باید ما را زجر می دهد و بیشتر تغذیب نماید که چگونه ایمان داری است، که در همسایگی وی مرد جوان و برومندی در حال احتضار باشد و وی در همسایگی وی خبر نشود.
مد شدن رفتن به زیارت کربلا...
مسئله دیگری که قابل به تذکر است، زیارت کربلا و نجف و مشهد است: امروز در جامعه ما رفتن به کربلا و نجف مد شده است، کسی که توانسته باشد مقدار پولی بیشتر از خوردن نان شب پیدا کند، راهی کربلا و نجف می شود؛ اگر بیشتر پیدا کند حج و زیارت کعبه خانه خدا را مسلم فرض می کند. من نمی گویم حج بد است و یا رفتن به کربلا و مشهد خوب نیست. همه اینها خوب است، ولی با چه شرایطی باید رفت. آنانیکه در مورد بیشتر آگاهی دارند، چنین می گویند که از نظر دینی کسی که خرج و مخارج فامیل شان را داشته باشد، دین دار و قرضدار هیچ کسی نباشد، همسایگانش در چند فرسخی گرسنه و نیازمند نباشد، خرج یکسال آینده شان را داشته باشد، در فامیل شان کسی مریض نباشد که پولی برای طبابت شان لازم است به آن بپردازد- آنگاه حج لازم می شود، چه حاجت به کربلا و نجف و مشهد. اگر در جامعه ما کسی بعد از این همه موارد، به حج و یا کربلا برود، خاک پای آنها را توتیای چشم خود نموده و آمدن شان را بدون هیچ چشم داشتی استقبال نموده و پیاده تا خانه شان همراهی می نمائیم، ولی آیا در حال حاضر چنین حاجی و یا کربلای هست؟ که این چنین پول ها را در این راه به مصرف می رساند؟ آیا نیازمندی در همسایگی و یا خوانواده اش نیست؟ امام حسین وقتی کار مهم تری پیش می آید، حج را نیمه تمام می گذارد و به نیت مهم تر اقدام می کند، ما که پیروان او هستیم، چگونه امر مهم تری را که سیر کردن همسایگان فقیر وتداویی مریضان و بهبودی مراکز صحی و کمک در زمینه تعلیم بهتر فرزندان جامعه ما است، اقدام ننمائیم؟ و به قول مولنا حج در اینجا و درجامعه شماست که ارزش بیشتری دارد.
ای قوم به حج رفته کجایید کجایید؟ معشوق همین جاست، بیایید بیایید
معشوق تو همسایه و دیوار به دیوار در بادیه سرگشته شما در چه هوایید؟
نتیجه
آنچه که درینجا به عنوان نتیجه میخواهم یاد آور شوم این است، که ما امروز مصارف زیاد و هنگفتی را در زمینه های عرف و عادات از قبیل مصارف گزاف عروسی و مراسم فاتحه خوانی، مهمانی های مجلل، رفتن به زیارت حج و کربلا و مشهد بدون درنظر داشت شرایط آن و دادن حق همسایگی و بدون در نظر داشت وضع صحی جامعه ما که همه به نوعی به بیماری مزمن گرفتار است، می پردازیم. به نظر من اگر بتوانیم این پول را در مسیر درست و انسانی و اسلامی شان به مصرف برسانیم هم بر مشکلات اجتماعی مان تفوق حاصل می نمائیم، هم رضایت خداوند را کسب می نمائیم. که بیشک رضای خدا و مردم در چنین کاری حاصل می شود. زیرا خداوند(ج) خودش می فرماید- اگر کسی انسانی را بکشد، مثل اینکه تمام انسان ها را از بین برده باشد و اگرکسی انسانی را نجات دهد، مثل اینکه تمام انسان ها را نجات داده باشد. به امید روزی که هم اجتماع سعادتمند و هم ایمان سرشار از پاکی، صداقت و بدون آلایش داشته باشیم. خداوند را می خوانیم که به ما توفیق مجاهدت با نفس و خدمت در راه خلق عنایت فرماید.
پیشنهاد:
دوستان بسیار گرامی مهاجر، کسانی که با مشکلات زیادی برای رسیدن به آن سرزمین های دور و رهایی از رنج فقر و گرسنگی و تحقق بخشیدن این آیه خداوندی که "والحجرو فی الارض" تمام زمین از آن خداست و مهاجرت نمائید، فقیر در ملک خویش نیز غریب است"، حجرت نموده و کار بس عظیمی انجام داده اید، اما می دانید که شما از سرزمینی مهاجرت نموده اید که در گیر مشکلات بسیار زیاد می باشد: فقر، ناامنی، بی سوادی، افراد آن دارایی انواع بیماری های مزمن و پریشان... می باشند، مردم مثل سرزمین که شما در آن هستید، نیست. کودکان این منطقه صبح وقت بدون نان صبح و بدون کفش سالم راهی مکتب می شود، خانواده های هست که هفته ها نمی تواند گوشتی برای فامیل خویش بپزد از سبزی و میوه که هیچ اثری نیست. آرزوی رفتن به جای جهت تفریح هیچ به اذهانش خطور نمی نماید. زرق و برق های دنیای بیرون شما را نفریبد، اگر چند لقمه های غذایی لذیذ می خورید، یک لقمه به یاد اینها زخیره کنید. در یک هماهنگی و مدریت برای رفای جامعه خویش که درگیر هزاران مشکلات است، اندکی سخاوتمندی نشان دهید. بدانید که این اجر شما ضایع نخواهد شد و این لقمه زخیره شما برای فرزندان شما و آینده گان شما، خیری نصیب خود شما خواهد شد. مباد روزی که آرزو کنید کاش به جامعه ام که نیاز داشت کمکی و خیری انجام میدادم، ولی آن زمان چنان استطاعت و توانایی را نداشته باشید.
بیایید دست به دست هم بدهیم،هم از مصارف سنت های جامعه ما بکاهیم و هم از جیب مان دستی خیر برای بهبودی وضع اجتماعی ما از قبیل بهبودی وضعیت مکتب، کتابخانه، شفاخانه و...بکشیم.
والسلام محمد هادی "باهنر"
+ نوشته شده در شنبه بیست و سوم اردیبهشت 1391ساعت 8:8  توسط علاقمندان وبلاک
|
